من که آب سرد دادم آب کر خوردم .
تو که آب کردادی چه خواهی خورد.
بعضی گفته ها.نوشته ها. و داستان های قدیمی اگر اتفاق هم نیفتاده باشد.شنیدن ان برای یکبار هم که شده خالی از لطف نیست..
گویند پدر وپسری به حمام می روند .پدر تشنه واز فرزند طلب آب می کند پسر به محوطه بیرونی حمام مراجعه و از کوزه یا مشک ظرفی پراز اب کرده برای پدر می اورد.روزگار بسرعت می گذرد و پسر که حالا پدری شده با فرزند خود به حمام می روند.پدر از فرزند اب طلب می کند .و پسر که حال و حوصله رفتن به بیرون را نداشته ظرف را از اب حوض چه ای که مخصوص غسل کردن و به اب کر معروف بوده پر کرده و به پدر می دهد .پدر ازبوی ان می فهمد.اب از حوض چه حمام است..و خطاب به فرزند خود می گوید.
من که اب سرد دادم اب کر خوردم .
تو که اب کر دادی چه خواهی خورد.کنایه از اینکه باهر دست بدی از همان دست خواهی خورد.................حاج حسن نیازی

